فراموشي، فراموشي، فراموشي …

خسته و خموش

صخره اي

       كنار شعله هاي باز مانده از عبور ايل


بي قرار ِ جُفتِ  گمشده

در كُجاي قله هاي  برف پوش …

Share
این نوشته در شعر ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>