از میلادِ مسیح دو هزار و اندی سال گذشته است و از سقراط و دکارت چه می دانم چند سال… اما هنوز هر نسیمی در شاخه های بید مجنون حواسم را پرت می کند تا دوباره ندانم اندوه یوسف … ادامهی خواندن→ […]
پُر مي كني جاي ِ مرا با ديگران، بي من بيهوده مي گويم : كمي ديگر بمان بي من ! تو شوخي ات گل مي كند؛ با گريه مي گويي روزي ز حركت باز مي مانَد زمان بي … ادامهی خواندن→ […]
خواهد گذشت پاييز و سنگسار ِ درختان و شاخسار ِ بريده در باد هم جوانه خواهد زد غرق شكوفه خواهد شد حتي همين چوبه ي ِ تبر كه سال هاست تيغه اش در گُرده ي ِ نهالكِ خُردِ بهار … ادامهی خواندن→ […]
این یادداشت را برای بزرگداشت استاد دکتر محمد علی اسلامی ندوشن نوشته بودم که در صفحه ۲۳ ضمیمه روزنامه شرق روز پنجشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۰ منتشر شد. واپسين نتيجهاي كه نيكوس كازانتزاكيس (NikosKazantzakis)، نويسنده، شاعر، انديشمند و عارف مشهور يوناني از نوشتن … ادامهی خواندن→ […]