تم القنص يالايراني :) هع لو داخل جحر جربوع طلعناك

تم القنص يالايراني :) هع لو داخل جحر جربوع طلعناك

مدتی این مثنوی

دی۲۱

مدتی این مثنوی ….


آن نوحِ دلتنگم که در توفان خود غرقم

کافر زبانم؛ گرچه در ایمان خود غرقم


آتش ، دلم را برد، گرچه چون نیاکانم

پنداشتم درباغ سبز جان خود غرقم


زنجیر هستی واکن از پایم ، رهایم کن

آه ای عدم ! در حسرت عصیان خود غرقم


من یوسفی گمراه و دلتنگ زلیخایم

هر نیمه شب در گریۀ پنهان خود غرقم


یاری خیالی، واژه ها و جاده ای موهوم

من در سراب عشق بی پایان خود غرقم


شاید خبر با هیچ کس در هیچ جایی نیست

در بارش یکریز اندوهان خود غرقم …

نوشته شده در بخش شعر

Email will not be published

Website example

Your Comment:

CAPTCHA Image CAPTCHA Audio
Refresh Image