RSS- دو هايكوي تازه(1) سايه ي سقوط بر درخت سالخورده ي بلوط شيونِ شكسته ي پرندگان … (2) حيات طيّبه سرگيجه اي بود در عرض و طولِ متروها و آسانسورها ! […]
- يادداشت هاي بي مخاطب (4)مي گويي از مصائب كهنه بنويس، از دردهاي دور … و من حيران مانده ام كه از ايستادن زير اين باران بي توقف اندوه براي تو كه بي چتر و بي كلاه در برهوت گرفتار شده اي چه شادماني و … ادامهی خواندن→ […]
- غروب گرگ/ شب پلنگ(1)شكسته ست اين گرگ باراني از برفِ يادي كه از صبح بر استخوانش نشسته ست (2) هي پلنگِ ساده! باز هم كه اشتباه ديده اي روشنايِ برف را طلوعِ ماه ديده اي … […]
- بيدادتمام روز در بازار به جستجوي كمي مرگ … دلّال هاي رندِ ناصرخسرو هم دست و بالشان خالي بود . […]
- خطابه ی فروردینیک دو غفلت، عابر زیبایی ِ پاییز باش تا کند گل در تو فروردین ، گِلی ناچیز باش خالی از هر آرزو، بودا شو، بر بودن بخند پیش خواهش های شیرین، خسرو ِ پرهیز باش بر خلاف عادت … ادامهی خواندن→ […]
- دو هايكوي تازه
-
نوشتههای تازه
بایگانی
بایگانی دسته: شعر
نيايش
آتش زده ام خرقه ي ايمان كهن را بُتخانه ي دلگير خُدايان كهن را هرگز نَبرَد هيچ گل و باغ و بهاري از خاطر ما ظلم ِ زمستان ِ كهن را زخم ِ تن ما خنده به انكار … ادامهی خواندن
ارسال شده در شعر
پاسخ دهید:
به افق ِ اندوه
برای فروغ فرخزاد که دربند است با لبخندي محو چشم در چشم تو چپق اش را روشن می کند و صندلی اش را جا به جا … ادامهی خواندن
ارسال شده در شعر
پاسخ دهید:
گلایه های باد
(۱) قهر کرده با بهار و آفریدگار شاخسار بی شکوفه ی انار … (۲) اینک بهار ! فصل غزل خیز دیگری یا نه ! دروغ مصلحت آمیز دیگری … (۳) شکستِ کوزه ای در مسیر ِ … ادامهی خواندن
ارسال شده در شعر
پاسخ دهید:
فراق
ارسال شده در شعر
پاسخ دهید:
من خود به چشم خویشتن …
ارسال شده در شعر
پاسخ دهید:
در جستجوي معنا !
ارسال شده در شعر
پاسخ دهید:
مُرده مي برن كوچه به كوچه …
حال من اين روزها چقدر شبيه همين ترانه ي احمد شاملو ست كه بي حواس و يكريز ورد لبهام شده: جماعت! من دیگه حوصله ندارم به خوب، امید و ازبد گِلِه ندارم گرچه از دیگرون فاصله ندارم … ادامهی خواندن
ارسال شده در شعر
پاسخ دهید:
سه هایکو
(۱) شکل قفسی گشوده در باد است بی تو / با تو همیشه آغوشم … (۲) تقصیر تو نیست ذات زیبایی نیز از دور فقط شبیه زیبایی ست (۳) این … ادامهی خواندن
ارسال شده در شعر
پاسخ دهید:
شب های روشن
ارسال شده در شعر
پاسخ دهید:
نااُميدان را …
با احترام پیشکش به خاطره ی اندوهگین احمد شاملو و سنگ مزار شکسته اش … ميراث هر عشقي، به جز اندوهيادي نيست دير است ديگر، فرصتِ هيچ اعتمادي نيست خو كن به زخم ات؛ زخم ِ بي بهبودِ دانایی زخم پلنگ … ادامهی خواندن
ارسال شده در شعر
پاسخ دهید: