مُرده مي برن كوچه به كوچه …

حال من اين روزها چقدر شبيه همين ترانه ي احمد شاملو ست كه بي حواس و يكريز ورد لبهام شده:

جماعت! من دیگه حوصله ندارم

به خوب، امید و

         ازبد گِلِه ندارم

      گرچه از دیگرون فاصله ندارم

                    کاری به کار این قافله 

                                         ندارم ….

ترانه را با صداي دردآلود  زنده ياد فرهاد مهراد از اينجا بشنويد ، به شنيدنش مي ارزد.

http://www.mediafire.com/?upmdw8rxx6ow7us

 

Share
ارسال شده در شعر | پاسخ دهید:

سه هایکو

                (۱)

شکل  قفسی گشوده در باد است

                         بی تو / با تو

                                همیشه آغوشم …

                

                   (۲)  

تقصیر تو نیست

       ذات  زیبایی نیز

            از دور فقط  شبیه  زیبایی ست

  

                 (۳)

این روزها

    از یاد برده ای تو هم انگار

               ما بندگان  ناتنی ات را !

Share
ارسال شده در شعر | پاسخ دهید:

شب های روشن

شادمان و شرمگین

             خویش را

            به خواب می زند

                           زمین

 

در قرار ِ بی قرار ِ بوسه های ِآسمان و

                                 ماه ِ مه جبین …

Share
ارسال شده در شعر | پاسخ دهید:

مثلث عقل ستیزی

امروز  (شنبه ۲۶ آذر) در روزنامه شرق یادداشتی از من منتشر شده درباره ی مولانا. ویژه نامه امروز شرق مربوط به برگزاری همایش جهانی مولانا در تهران است. یادداشت های خوب و خواندنی زیادی در این ویژه نامه هست بخصوص نقدهای بسیار عالی دکتر محمد دهقانی  و دکتر علی فردوسی. مطالعه این ویژه نامه را در این آدرس از دست ندهید:

http://sharghnewspaper.ir/Page/Vijeh/90/09/26/11

                                                      مثلث عقل‌ستيزي

سیدعبدالحميد ضيايي
در اين نكته كه غزالي آشكارا با فلسفه و فلاسفه خصومت ورزيده، شكي نيست. شاهد آن هم كتاب معروف تهافه‌الفلاسفه است كه در رد فلسفه و به طور خاص در خرده‌گيري بر ابن‌سينا و فارابي نوشته شده است. نقد‌هاي غزالي فارغ از صحت و سقم آنها، شايد اگر در فضايي معقول و منصفانه مطرح مي‌شد و امكان پاسخگويي براي مخالفان غزالي هم فراهم بود بسيار مفيد واقع مي‌شد ولي اجازه مي‌خواهم چند نكته را خيلي صريح عرض كنم. اول اينكه از بعد تئوريك به قول استاد سيد جلال‌الدين آشتياني، يكي از عمده‌ترين معايب كار غزالي اين بود كه وي برخي از استنباط‌هاي شخصي خود را از ديدگاه‌هاي فلاسفه عين نگرش آنان پنداشته و با مبنا قرار دادن فهم خود، نقدي يكسويه و نامنصفانه انجام داده است. در واقع نقد استاد آشتياني ناظر به اين است كه غزالي به جان و عمق فلسفه راه نيافته و اوهامي به هم بافته و با آنها جنگيده است. اگر نزد استادي زبردست فلسفه مي‌خواند و اشعري‌گري خود را به كناري مي‌نهاد به عمق فلسفه مي‌رسيد و آن گاه چنين اشتباهي از او سر نمي‌زد. عده‌اي وجود كتاب مقاصدالفلاسفه را دال بر فلسفه‌داني وي دانسته‌اند كه توجيه مناسبي براي اين مدعا نيست. گرچه نيت خواني و قابليت به تئوري توطئه در ترازوي عقل چندان وزني ندارد اما مخالفت بعضي از سردمداران عرفان و تصوف به ويژه غزالي و خواجه نظام‌الملك با فلسفه و تفكر آزاد فلسفي، به حدي صبغه سياسي و حكومتي دارد كه نمي‌توان آن را ناديده گرفت. به ويژه در تعليل و تحليل روانشناختي شخصيت غزالي اين مساله به نحو چشم‌آزاري خودنمايي مي‌كند. استاد عبدالحسين زرين‌كوب در كتاب «فرار از مدرسه» درباره نظام‌الملك مي‌گويد كه نظام‌الملك، هر كس را از فرقه‌هاي مخالف كه با نفوذ وي به ستيزه بر مي‌خاست، داغ باطني بر مي‌نهاد و براي آنكه مخالفان خويش را ساكت كند، آنها را با اين اتهام، با تمام فرقه‌هاي خرمي و با تمام جريان‌هاي مخالف اسلام مربوط مي‌شمرد! استاد غلامحسين يوسفي هم در كتاب «ديداري با اهل قلم» پس از بررسي وضع نظاميه‌ها مي‌گويد كه تحصيلكردگان در اين مدارس، از آنچه موجب روشن بيني و مستلزم بحث و اظهارنظر و استدلال بود، محروم بودند و با نوعي محدوديت فكري در سطح علوم نقلي بار مي‌آمدند. اگر دقيق‌تر به مفاد دروس نظاميه‌ها نگاه كنيم، مي‌بينيم كه به قول استاد ذبيح‌الله صفا در كتاب «تاريخ علوم عقلي» تحصيل و تعليم علوم عقلي در اين مدارس ممنوع بود و فقط ادبيات و علوم منقول تدريس مي‌شد. نه فقط مولوي بلكه سه ضلع مثلث شعر و تفكر عرفاني يعني سنايي، مولوي و عطار، به‌شدت از انديشه‌هاي غزالي متاثر بودند. سنايي در باب اول حديقه تمثيل «جماعت كوران و فيل» را آورده است كه در آثار عرفاي بعد از وي به ويژه مولانا نمودي خاص يافته و براي نكوهش عقل جزيي از آن استفاده شده، اين حكايت نيز نخستين بار در آثار غزالي طرح شده است. سنايي بعدها با طرح و الحاق نظريه عشق الهي به اين انديشه، راه عقل‌ستيزي را هموار كرد و بقيه هم به تبعيت از وي از هيچ دشنامي در حق فلسفه و عقل فرو‌گذار نكردند. سنايي مي‌گفت:
عقل در كوي عشق نابيناست        عاقلي كار ‌بوعلي سيناست
تقابل عقل و عشق حرف درستي است و واقعيت دارد و سخنان عارفان ما به‌خصوص مولانا در ساحت عرفان، سخناني سخت آموزنده و دل‌انگيز است و مقبول، اما يادآوري اين نكته ضروري و غفلت از آن زيانبار است كه تجربه‌ تاريخي تلخ ما در اين ديار شاهد است كه هر وقت حكم قربان كردن عقل در مي‌رسد تنها عده‌اي انگشت‌شمار، عقل را در ‌پاي عشق قربان مي‌كنند و اكثريت عقل را در ‌پاي جهل فرو مي‌شكنند و به سجده وادار مي‌كنند! خونبهاي عقل قربان‌شده در مثنوي و ساير متون عرفاني را چه كسي خواهد پرداخت؟ در جواب مي‌شنويم كه براي عارفان بزرگوار، خود عشق آن را ضمانت كرده است. مي‌پذيريم اما براي اكثريتي كه اهل عشق نيستند. براي آنان چه بايد كرد؟ بي‌شك و ناچار بايد خوانش و قرائتي ديگر از مفهوم عقل در مثنوي و ديگر منابع و مراجع مكتوب عرفاني براي آنان ارايه شود؛ كه آنان را هم دلبسته اين متون كند و هم محتاج و مشتاق عقل جزيي كند.

Share
ارسال شده در Uncategorized | پاسخ دهید:

اراده­ ي معطوف به نفهميدن!

… مثل همين فلسفه ي دكارت

 كه کرگدنهای افسرده ی صحرای کالاهاری را

                               به خنده وا مي دارد

 

تا كور شود

چشمي كه نمي تواند دید

               ما را

                ما كه نمي انديشيم

                                   پس هستيم …!!

Share
ارسال شده در شعر | پاسخ دهید:

نااُميدان را …

با احترام پیشکش به خاطره ی اندوهگین احمد شاملو 

و سنگ مزار شکسته اش … 

ميراث هر عشقي، به جز اندوهيادي نيست

دير است ديگر، فرصتِ هيچ اعتمادي نيست

 

خو كن به زخم ات؛  زخم ِ بي بهبودِ  دانایی 

زخم پلنگ است این و جز مرگ اش ضَمادي نيست

 

در چاه ِ تن  پوسيده ام، كو ريسماني تا

خود را بياويزم از آن، وقتي شغادي نيست

.. 

ما پرسشي بي پاسخ از گهواره تا گوريم

در اين كوير خسته، ابري نيست، بادي نيست

 

بي هيچ ترسي، هر چه مي خواهد دلت، اي عشق!

بر ما  ستم كن، نااُميدان را معادي نيست….

Share
ارسال شده در شعر | پاسخ دهید:

چاپ مجدد

کتاب های جامعه شناسی تحریفات عاشورا ( چاپ چهارم ) و لیلی های لیبرال (چاپ دوم) منتشر شد و تا آخرهمین هفته  به بازار کتاب می آید . هر دو کتاب تغییرات جدی و چشمگیری در ظاهر و محتوا یافته اند

 

Share
ارسال شده در Uncategorized | پاسخ دهید:

راه یابی ” در غیاب عقل” به مرحله دوم جایزه کتاب فصل

راه يافتگان به مرحله دوم جايزه كتاب فصل معرفي شدند

آثار راه‌يافته به مرحله دوم هجدهمين دوره جايزه كتاب فصل از طرف دبيرخانه جايزه كتاب فصل منتشر شده است؛ اين آثار شامل 12 عنوان در بخش كلام، 4 عنوان در بخش عرفان و يك عنوان در بخش اخلاق است.

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، عناوين كتاب‌هاي راه‌يافته به مرحله دوم اين دوره از كتاب فصل در سه گروه كلام، عرفان و اخلاق به شرح زير است:

گروه عرفان

1. در غياب عقل؛ سيدعبدالحميد ضيايي؛ انتشارات فكرآذين

2. مولانا و مسائل وجودي انسان؛ مهدي كمپاني زارع؛ نگاه معاصر

3. حضور پيدا و پنهان زن در متون صوفيه؛ زهرا طاهري؛ نشر ثالث

4. ابراهيم ادهم؛ حسن نصيري جامي؛ مولي

گروه كلام

1. الامام المهدي از منظر اهل سنت؛ تاج‌محمد جمشيدزهي؛ انتشارات آشنايي

2. علم و دين؛ روح‌الله زينلي؛ بنياد پژوهشهاي اسلامي

3. تحليل هويت علم ديني و علم مدرن؛ محمدرضا خاكي قراملكي؛ كتاب فردا

4. تمدن و تجدد در انديشه معاصر عرب؛ حبيب‌الله بابايي؛ پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي

5. انسان در قرآن و كلام جديد؛ محمد اخوان؛ انتشارات مرسل

6. سبك‌هاي معيار؛ علي حسين‌زاده؛ نشر اديان

7. دين و قرائت‌پذيري؛ محمدعلي رستميان؛ نشر اديان

8. تاريخچه و مفهوم حق؛ سيدمحمود نبويان؛ مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)

9. تاريخ و اعتقادات اباضيه؛ علي اكبر ضيايي؛ نشر اديان

10. تاريخ و عقايد زيديه؛ مصطفي سلطاني؛ نشر اديان

11. علي مع القرآن و القرآن مع علي لايفترقان؛ يحيي فلسفي؛ نويد شيراز

12. مجموعة موضوعي الغدير؛ علامه اميني؛ تدوين و ترجمه محمدحسن شفيعي شاهرودي مؤسسة ميراث نبوت

Share
ارسال شده در Uncategorized | پاسخ دهید:

تنهايي، تنهايي، تنهايي…

چه كند

در هجوم ِ دلتنگي؟

قوي ِ بي جُفتِ  بركه­ ي ِ خاموش …

Share
ارسال شده در شعر | پاسخ دهید:

بیگانه

 نمي لرزاند دل ام را

   نه نام هيچ معشوقي

       نه هيچ ايماژ و استعاره اي

 

اندوهگين تر از يائسه اي

     كه آخرين بازگشته از جنگ

                 آن آخرين سرباز نيز

                     حتي شباهتي ندارد

                          به  تنها فرزندش…

Share
ارسال شده در شعر | پاسخ دهید: